ایریدولوژی چیست؟
طرفداران ایریدولوژی ادعا میکنند که اطلاعات مربوط به سلامت کلی بیمار - از جمله اندامهای سالم یا ناسالم، مسائل بهداشتی گذشته و آینده و حساسیت به بیماریها/بیماریهای خاص - را میتوان از مطالعه الگوها، رنگها و سایر ویژگیهای عنبیه بیمار بهدست آورد. عنبیه های بیمار ایریدولوژیست ها به دنبال تغییرات بافتی، الگوهای رنگدانه های خاص، معماری نامنظم استرومایی (استروما خارجی ترین لایه عنبیه است) و موارد دیگر هستند. نمودارهایی که عنبیه را به 80 تا 90 بخش تقسیم میکنند، که هر بخش مربوط به یک سیستم بدنی است، برای تعیین اینکه آیا سیستم نشاندادهشده توسط یک بخش معین عنبیه سالم، ملتهب یا مضطرب است، استفاده میشود. به گفته ایریدولوژیست ها، تغییرات در جزئیات خاص عنبیه مربوط به تغییرات در اندام های داخلی است.
با این حال، به عنوان ویژگی های عنبیه از پایدارترین قسمت های بدن انسان است
از زمان تولد تا مرگ، و از آنجایی که مطالعات تحقیقاتی با کیفیت و دادههای بالینی حمایتی در مورد iridology کاملاً وجود ندارد، این عمل مدتهاست که شبه علم تلقی میشود. Iridology هرگز توسط هیچ سازمان دولتی آمریکا تنظیم یا مجوز نداشته است و - به نوعی - سازمان های متعددی که گواهینامه را در این عمل ارائه می دهند، هنوز وجود دارند.

تاریخچه ایریدولوژی
Ignatz von Peczely - "پدر" ایریدولوژی
اولین رکورد در تاریخ چشم ها به عنوان نقشه برداری حاوی اطلاعات مربوط به بدن، از کتاب "Chiromatica Medica" است. در این کتاب توضیح داده شده است که چگونه قسمت بالای عنبیه نمایانگر سر، و قسمت پایین نمایانگر کلیه ها، طحال و اندام های تناسلی است.
چند نشریه دیگر نیز منتشر شده بود، اما تا اوایل دهه 1800 بود که ایریدولوژی در دوران مدرن به طور رسمی آغاز شد.
ایگناتز فون پچلی، متولد 1826 در مجارستان، که در سن 11 سالگی به طور تصادفی پای یک جغد را در حالی که می خواست آن را از باغش آزاد کند، شکست. او متوجه شد که در قسمت پایین چشم جغد یک نوار سیاه ظاهر می شود. بعد از اینکه پای جغد را آتل زد و مدتی را برای بهبودی گذاشت، خطوط سفیدی در جایی که خط تیره قبلا وجود داشت ظاهر شد.
پرنده چندین سال با او در باغ ماند و او فرصت داشت تا متوجه تغییراتی شود که در عنبیه چشم جغد رخ داده است.
این تأثیر ماندگاری بر روی Peczely جوان گذاشت و بعداً در زندگی حرفهای خود فرصتی یافت تا چشمان بیماران خود را با جزئیات مطالعه کند و با انجام چندین کالبد شکافی یافتههای خود را تأیید کند. او شروع کرد به چشم ها به عنوان راهی برای دیدن آنچه که در مورد سلامت مردم می گذرد نگاه کند و کاملاً مشهور شد.
در سال 1880، فون پچلی تنها کتاب خود را به نام «اکتشافات در قلمرو طبیعت و هنر شفابخشی» منتشر کرد و در سال 1886 اولین نقشه ایریدولوژی چشمها برای جهان آشکار شد. امروزه ایگناتز فون پچلی به عنوان پدر ایریدولوژی شناخته می شود و مطالعات او همچنان الهام بخش بسیاری از ایریدولوژیست های بزرگ است که مسیر او را به سمت تاریخ مدرن ما دنبال کرده اند.

ایریدولوژی از زمانی که تاریخ ثبت شده است، انجام شده است. بر اساس داده های باستان شناسی از 3000 سال پیش در مصر، چین و هند، توجه زیادی به مطالعه عنبیه و ارتباط آن با اندام های بدن اختصاص داشت. صفحات نقره ای با تصاویر عنبیه دقیق در مقبره توتانخ آمون (1400-1392 قبل از میلاد) کشف شد. در طب سنتی تبتی، پزشکانی که علائم مربوط به عملکرد کبد و اختلالات خونی را مرتبط میکردند، به دقت به وضعیت چشمها اشاره میکردند. تا قرن نوزدهم بود که این عمل در اروپا مورد بررسی قرار گرفت.
در سال 1867، ایگناتز فون پچلی، یک پزشک مجارستانی، در رشته پزشکی در کالج پزشکی وین صلاحیت داشت. کار او به عنوان یک پزشک به او این امکان را داد که عنبیه بیماران را قبل و بعد از جراحی مطالعه کند و او به طور سیستماتیک یافته های خود را ثبت کرد و تحقیقات خود را در کتابی با عنوان "اکتشافات در قلمرو طبیعت و هنر شفا" منتشر کرد. او یکی از اولین نمودارهای عنبیه را ایجاد کرد که نواحی عنبیه را به اندام های بدن مرتبط می کند.
دکتر هنری لین و شاگردش دکتر هنری لیندلاهر هزاران رابطه جراحی و کالبد شکافی را با نشانههای عنبیه قبل از انتشار «ایریدولوژی - تشخیص از چشم» در سال 1904 انجام دادند.
دکتر برنارد جنسن به خاطر کارش در توسعه یکی از پرکاربردترین نمودارهای عنبیه مشهور است. اشتیاق او برای شفای طبیعی ناشی از بهبودی خود از یک بیماری "غیر قابل درمان" پزشکی در سن 18 سالگی بود که سپس با استفاده از درمان های طبیعی به حل آن پرداخت. دکتر جنسن چندین آسایشگاه بهداشتی را در کالیفرنیا اداره کرد و طی سالها افتخارات و جوایز بسیاری را دریافت کرد، از جمله جایزه دکتر پیشگام سال فدراسیون ملی بهداشت در سال 1982. او دکترای خود را گرفت. در سن 76 سالگی به اوج یک عمر مطالعه، کار و تدریس در هنرهای شفابخش رسید. او در 55 کشور در سراسر جهان سخنرانی کرد و بیش از 40 کتاب در موضوعات مراقبت از سلامت طبیعی و iridology تألیف کرد.
دوروتی هال معاصر برنارد جنسن بود و ارتباط منحصر به فرد بین الگوها و رنگ ها در عنبیه و شخصیت هر فرد را تشخیص داد. او در کتاب خود «تحلیل شخصیت و سلامت از طریق عنبیه» توضیح میدهد که چگونه عنبیه را میتوان به انواع ساختاری بر اساس الگوهای الیافی طبقهبندی کرد که هر نوع گرایشهای شخصیتی خاص خود را دارد.
هری ولف، M.A.، مدیر مؤسسه ایریدولوژی کاربردی، بنیانگذار اصلی و رئیس سابق انجمن بین المللی پزشکان ایریدولوژی (IIPA) بود. او به خاطر نمودارها، کتابچه های آموزشی و ویدیوهایش در زمینه ایریدولوژی کاربردی شناخته شده است. او کار دکتر لو ریتو را در مورد «خطر زمان» ترجمه کرد، این کشف که یک ضربه یا استرس بزرگ در زندگی یک فرد در سطح عنبیه ثبت شده است.
جیم ورگیس مفهوم iridology رفتاری را توسعه داده است. مانند اثر انگشت، هر عنبیه فردی منحصر به فرد است و یک طرح بصری از وراثت ژنتیکی ارائه می دهد. او عنبیه را به دو نوع مجزا طبقه بندی کرد. نوع "فکر" با لکه های نارنجی سوخته تا قهوه ای تیره روی عنبیه به نام پسورا مشخص می شود. اینها نشان دهنده فعال شدن سمت چپ مغز، ایجاد میل به دانش و تحریک ذهنی است. نوع عاطفی عنبیه دارای دهانه های گردی شبیه جیب است که به عنوان لکون شناخته می شود. اینها نشان دهنده برتری سمت راست مغز است که خلاقیت و احساسات خود به خودی را تقویت می کند.

جان اندروز برای تحقیقات و کارش در پیشبرد ایریدولوژی شناخته شده است. او چندین کتاب نوشته است که بر پتانسیل iridology برای ارائه وضوح تشخیصی بیشتر در یک محیط بالینی تاکید می کند. هدف او این است که ایریدولوژیست ها به شیوه ای دقیق و با روش های تکرار شونده تمرین کنند تا پذیرش و طیف کاربرد بیشتری را پرورش دهند. بیشتر تحقیقات اخیر آقای اندروز بر روی مرز مردمک داخلی عنبیه متمرکز شده است.
در قرنهای 17، 18 و 19، نوشتهها و آثاری بر روی علامتهای عنبیه و معانی آنها، عمدتاً توسط پزشکان ثبت شد.
یکی از اولین آنها دکتر ایگناتز فون پچلی، پزشک مجارستانی بود. در حالی که هنوز کودک بود به طور تصادفی پای یک جغد شکست. او متوجه یک علامت سیاه شد که در چشم جغد ظاهر شد که با گذشت زمان شکل و سایه آن تغییر کرد.
ایگناتز فون پچلی در سال 1867 در رشته پزشکی در کالج پزشکی وین واجد شرایط بود. او فرصت کافی برای مطالعه عنبیههای بیماران قبل و بعد از جراحی داشت و به طور سیستماتیک تحقیقات خود را در کتاب «کشفها در قلمرو طبیعت و هنر شفابخشی» ثبت، مرتبط و منتشر کرد. "نمودار زنبق" او در سال 1880 تاسیس شد.
در دهه 1860، یک پسر جوان سوئدی به نام نیلز لیلژکوئیست در نتیجه واکسیناسیون بیمار شد و به دنبال آن دوزهای کینین و ید تجویز شد. او با ظاهر شدن لکه های دارو متوجه تغییرات رنگ چشمان آبی سابق خود شد.
در سال 1870، او مقاله ای را منتشر کرد که در آن تجربیات خود را توصیف کرد، "کوئینین و ید رنگ زنبق را تغییر می دهند" و در سال 1893 "Om Oegendiagnosen" را منتشر کرد که شامل "نمودار زنبق" او بود.
ما نباید تعجب کنیم که «نمودار زنبق» لیلیکوئیست و فون پچلی بسیار شبیه به هم بودند.
Much of the American medical research originated with the work of Dr Henry Edward Lane and his student, Dr Henry Lindlahr. Dr Lane carried out most of his surgical and autopsy correlations with Iride markings at the Kosmos Sanitarian in Evanston, Illinois. His book ‘Iridology – The Diagnosis from the Eye’ was published in 1904, in which he states ‘…thousands were examined before just one marking could be considered corroborated.’
دکتر جی هاسکل کریتزر طول عمر تحقیقات خود را در زمینه تشخیص عنبیه در کتاب خود "Iridiagnosis" ثبت کرد که به زودی توسط "کالج سلامت کل نگر" مجدداً منتشر می شود. کار او برنارد جنسن، شاگرد دکتر لیندلاهر، به تحقیق بیشتر و توسعه «نمودار عنبیه» به روز شده با دکتر جان آر آرنولد، بنیانگذار «یارانه ایریدولوژی جهانی» تشویق شد. دکتر آرنولد محرک اصلی در تغییر اصطلاح «تشخیص عنبیه» به «تجزیه و تحلیل عنبیه» بود، که به طور دقیقتر نشان میدهد که ابزاری برای تجزیه و تحلیل «شرایط درون» به جای بیماریهای خاص است.
There are many more researchers who deserve acknowledgement: their contributions will be examined in future updates of the web site.
