Iridology چیست؟
در سال 1950، یک متخصص کایروپراکتیک از آمریکا به نام برنارد جنسن شروع به آموزش دانش آموزان در مورد لزوم استفاده از غذاهای طبیعی برای سم زدایی بدن کرد. او روشی را ابداع کرد که در آن از رنگ عنبیه برای نشان دادن وجود سموم مختلف استفاده می شد. ایریدولوژی آمریکایی متولد شد.
با این حال، ایریدولوژی یا مطالعه بیماری با استفاده از رنگ عنبیه و رنگ و ضخامت مشخص خطوط در سرتاسر کره چشم، زمانی که یک پزشک مجارستانی و یک کشیش سوئدی هر دو متوجه علائم عنبیه در ارتباط با بیماری شدند، سرچشمه گرفت.
پزشک ایگناتز فون پچلی در کودکی به طور تصادفی جغد را مجروح کرد و پایش شکست. فون پزلی جوان در حالی که به سلامتی جغد شیر می داد، متوجه شد که لکه سیاه غلیظی که پس از جراحت در چشم جغد ظاهر شده بود، با بهبود جغد شروع به کاهش کرد. او هرگز آن را فراموش نکرد، و به عنوان یک بزرگسال که حرفه خود را انجام میداد، دوباره رمزگذاری کرد که بیمارانی که دچار شکستگیهای استخوانی بودند، همان لک سیاه را در سراسر عنبیه تجربه کردند.
کشیش سوئدی-نیلز لیلژکوئیست- در جوانی در معرض مالاریا قرار گرفت و در حین دریافت درمان کینین و ید متوجه شد که چشمان آبی او با تجمع داروها در سیستم بدنش تیره تر می شود. او برای مطالعه پزشکی هومیوپاتی بزرگ شد و واکنش های مشابهی را در مراجعینی که برای اهداف سم زدایی به او مراجعه می کردند، ثبت کرد.
می گویند چشم آینه روح است. بقراط، پزشک معروف یونانی معتقد بود که آنها نیز آیینه بدن هستند، مخصوصاً برای تعیین بیماری های مختلف. او همچنین وجود لکههای سیاه در سراسر عنبیه استخوانهای شکسته را در بیمارانش و تغییر رنگ چشم بیمارانی که دچار بیماری میشوند را ثبت کرد.
متأسفانه نمی توان از iridology برای تعیین یک بیماری خاص استفاده کرد. پزشکان ایریدولوژی از آن برای کمک به بیماران به عنوان یک اقدام پیشگیرانه برای درک مشکلات اساسی سلامت استفاده می کنند تا در صورت نیاز آنها را به متخصصان ارجاع دهند. اعتقاد بر این است که اگر بیماری در مراحل اولیه تشخیص داده شود، می توان از گسترش بیشتر آن جلوگیری کرد. قسمت رنگی چشم - عنبیه - با جداسازی عنبیه و گرفتن عکس از آن با عدسی بسیار قوی برای این علائم و تغییرات رنگ مورد مطالعه قرار می گیرد. این فرآیند حدود یک ساعت طول می کشد و بدون درد است. سپس عکسها را منفجر میکنند و با ذرهبین توسط ایریدولوژیست میروند و برای تعیین و شناسایی بیماریهای احتمالی استفاده میشوند.
اعتقاد بر این است که بیشتر این بیماریها ارثی هستند و استعداد بیمار برای مسمومیت و بیماری نه تنها با عکسها، بلکه با مصاحبهای گسترده از سابقه پزشکی خانوادگی مشخص میشود. این مفهوم کلنگر به خوبی توسط سایر رشتههای پزشکی جایگزین پذیرفته شده است، زیرا این یک واقعیت است که همه قسمتهای بدن به هم مرتبط هستند، به ویژه زمانی که برای هشدار دادن به بدن در مورد یک بیماری دژنراتیو قریبالوقوع استفاده میشود.
بر اساس این نظریه، تغییرات رنگ در چشم ها در همان شروع بیماری دژنراتیو توسط بدن برای نشان دادن یک مشکل سلامتی در آینده و هشدار دادن به بدن برای جستجوی اقدامات پیشگیرانه استفاده می شود. این مفهوم به هیچ وجه دور از ذهن نیست، مثالی از کایروپراکتیک ها را در نظر بگیرید که از فرآیند اصلاح هم ترازی ستون فقرات برای کمک به اندام های داخلی استفاده می کنند. حتی پزشکان معمولی چشم ها را از نظر علائم بیماری بررسی می کنند. (اندازه رگ های خونی نشانه ای از سطح کلسترول است.)
با این حال، انتقاداتی نسبت به iridology وجود دارد، زیرا پزشکان (به ویژه در ایالات متحده) اغلب به طور کامل یا کامل آموزش ندیده اند، زیرا دوره های ارائه شده معمولاً بیش از دو تا سه روز طول نمی کشد و توسط شرکت های بازاریابی ارائه می شود. “صدور گواهینامه” به عنوان یک iridologist برای توزیع کنندگان خود. نتیجه، پتانسیل تشخیص بیش از حد توسط توزیع کننده است که محصولات خود را از طریق آن ها فشار می دهد “متخصص”
این گرایش به مصرف گرایی آمریکایی و بازاریابی بیش از حد، به ایریدولوژی چشم سیاه (بدون جناس) به عنوان یک شکل معتبر پزشکی داده است.
هنگامی که به دنبال یک متخصص ایریدولوژیست هستید، کسی را بیابید که توسط مؤسسه ایریدولوژی کاربردی یا انجمن بین المللی تحقیقات ایریدولوژی در سولانا بیچ، کالیفرنیا تأیید شده است.