ایریدولوژی هنر و علم تجزیه و تحلیل رنگ و ساختار عنبیه چشم برای به دست آوردن اطلاعات ارزشمند سلامتی است.
این مفهوم جدیدی نیست.
پزشک یونانی بقراط شناخته شده بود که چشم های بیمار را از نظر علائم بیماری معاینه می کرد و افلاطون نیز به ارتباط چشم و بدن اشاره کرد. تصاویری از پاپیروسهای چند هزار ساله که در معابد اقصر پیدا شدهاند، کشیشان را در حال بررسی چشمان فرعون نشان میدهد.
ادعا شده است که کاهنان مصر باستان قادر به تشخیص بیماری های موجود و پیش بینی سلامت آینده بیمار و همچنین تعیین ویژگی های مشخصه یک فرد بر اساس تغییرات عنبیه بودند. در طب تبتی، چشم ها به عنوان اطلاعاتی در مورد بسیاری از مشکلات سلامتی، به ویژه تمرکز بر عملکرد کبد، در نظر گرفته می شدند.
ایریدولوژی مدرن کشف مجدد خود را مدیون پزشک مجارستانی دکتر ایگناز فون پچلی است. در کودکی سعی کرد جغدی را در حیاط خانهاش بگیرد و در مبارزه جغد پایش شکست. او متوجه شد که علامتی در عنبیه پرنده در ساعت 6:00 در همان سمت پای شکسته ظاهر شد و با بهبودی پا، علامت تغییر کرد.
او بعداً به عنوان یک پزشک این واقعه را به یاد آورد، زمانی که از او خواسته شد تا مردی با پای شکسته را درمان کند، و از اینجا شروع به توسعه نمودار عنبیه کرد که ما هنوز هم از آن استفاده می کنیم. در همان زمان در تاریخ در بخش دیگری از جهان، کشیش سوئدی، نیلز لیلژکوئیست، شروع به مشاهده تغییر رنگ عنبیه های خود به دلیل مصرف برخی مواد شیمیایی و دارو کرد. او نیز نمودارهای عنبیه را شبیه به نمودارهای ایگناز فون پچلی ساخت.
امروزه، بیشتر مفاهیم ایریدولوژی خود را بر اساس کار دکتر برنارد جنسن، متخصص کایروپراکتیک، متخصص طب طبیعی و iridologist آمریکایی استوار می کنیم.
این عنبیه چشم از طریق مغز و سیستم عصبی به هر عضو و بافت بدن متصل است. صدها هزار رشته عصبی، رگهای خونی و فیبرهای عضلانی در عنبیه منعکس کننده شرایط در حال تغییر اعضای مرتبط بدن، به واسطه اتصالات عصبی از طریق عصب بینایی، تالامی بینایی و طناب نخاعی هستند.
هر دو سیستم عصبی سمپاتیک و پاراسمپاتیک در عنبیه وجود دارند. فیبرهای عصبی در عنبیه با نشان دادن فیزیولوژی انعکاسی که مربوط به تغییرات و مکان های بافتی خاص است، به تغییرات در بافت های بدن پاسخ می دهند.