ایریدولوژی چیست؟

“The Iris, Sclera and Pupil of the eye show the veil the soul has created, through consciousness (or forgetfulness), that reflects the illusion which prepares the soul for attaining the reality of full enlightenment.”
~ دیوید جی فیش ، دکتری ،
An Introduction
از دیرباز به چشم ها به عنوان چشم گفته می شود “پنجره های روح.” اما تعداد کمی از مردم از این مشاهدات چقدر درست هستند. تجزیه و تحلیل دقیق ساختار و رنگدانه عنبیه اطلاعاتی در مورد شما یا مشتری های شما ارائه می دهد که از طریق روش های دیگر دشوار است. این اطلاعات به حدی ارزشمند است که Iridology شایسته تبدیل شدن به یک ابزار ارزیابی گسترده در هر دو زمینه بهداشت جسمی و روانی است. عوامل زیادی وجود دارد که بر سلامتی و شخصیت ما تأثیر می گذارد و بسیاری از این عوامل در عنبیه منعکس می شوند. در آینه و سپس در عنبیه اطرافیان به چشمان خود نگاه کنید. بسیاری از الگوهای مختلف الیاف و رنگ های عنبیه را مشاهده خواهید کرد. مانند اثر انگشت یا صورت ، هیچ دو دقیقاً یکسان نیستند و ما هم نیستیم! ساختار عنبیه بسیار بی نظیر است. اکنون از این دستگاه برای شناسایی امنیتی در دستگاه های دستگاه خودپرداز و فرودگاه ها استفاده می شود. خانه آینده مایکروسافت از یک اسکنر چشم برای شناسایی ساکنان و باز کردن قفل درب استفاده خواهد کرد.
What is it?
ایریدولوژی بر اساس مطالعه علمی عنبیه است — the colored part of the eye. Like markings on a m
Ignatz von Péczely, a 19th-century Hungarian physician is usually credited with inventing iridology. He got the idea for this novel diagnostic tool when he saw a dark streak in the eyes of a man he was treating for a broken leg and it reminded him of a similar dark streak in the eyes of an owl whose leg he had broken years earlier. Von Péczely then went on to document similarities in eye markings and illnesses in his patients. (According to Wikipedia, von Péczely’s nephew, August von Péczely, dismissed the story about the dark streaks as apocryphal. The Wikipedia article also notes: “Iridology is not supported by any published studies and is considered pseudoscience by most medical practitioners and eye care professionals.” Even if the story is apocryphal, I like it because it illustrates the magical thinking of practitioners and patients.) Others completed the map of the eye. A typical map divides the eye into sections, using the image of a clock face as a base. So, for example, if you want to know the condition of a patient’s thyroid gland, you need not touch the patient to feel for any enlargement of the gland. Nor do you need to do any tests of the gland itself. All you need to do is look in the iris of the right eye at about 2:30 and the iris of the left eye at about 9:30. Discolorations, flecks, streaks, etc. in those parts of the eyes are all you need concern yourself with, if it is the condition of the thyroid you wish to know. For problems with the vagina or penis, look at 5 o’clock in the right eye. And so on. An iridologist can do an examination with nothing more than an iridology map, a magnifying glass, a flashlight, and a vivid imagination.
If von Péczely’s reasoning is typical, we can surmise that he and other iridologists deceived themselves by looking for and finding correlations between eye markings and illness (confirmation bias). They were working with vague notions of “markings” وت “illness.” Diseases may not have been precisely or accurately diagnosed in many cases. They were able to validate iridology by finding many correlations that in fact were not established as causal relationships by rigorously defined controlled studies. Some of their correlations may be accurate, but many are undoubtedly bogus

Do you know iridology real or fake?
مطالعات علمی
In 1979 Bernard Jensen and two other proponents failed a scientific test in which they examined photographs of the eyes of 143 persons in an attempt to determine which ones had kidney impairments. (Forty-eight had been diagnosed with a standard kidney function test, and the rest had normal function.) The three iridologists showed no statistically significant ability to detect which patients had kidney disease and which did not. One iridologist, for example, decided that 88% of the normal patients had kidney disease, while another judged that 74% of patients sick enough to need artificial kidney treatment were normal [3]. Click here to see an example of Jensen’s iridology chart.
در سال 1980، یک ایریدولوژیست استرالیایی با تجربه دو آزمایش را انجام داد. در اول، او عکسهای 15 بیمار را بررسی کرد که از نظر پزشکی مورد ارزیابی قرار گرفته بودند و در مجموع 33 مشکل سلامتی داشتند. ایریدولوژیست هیچ یک از این مشکلات را به درستی تشخیص نداده است. در سه مورد از قسمتی از بدن که دچار مشکل شده بود نام برد (مثلاً گفت “ضایعه در ناحیه گلو” برای بیماری که لوزه هایش در دوران کودکی برداشته شده بود)، اما او 30 ناحیه مشکل دیگر را کاملاً از دست داد و 60 تشخیص نادرست داد. در کارآزمایی دوم، از چهار نفر زمانی که در سلامت کامل بودند از چشمانشان عکس گرفته شد و در صورت گزارش بیماری از آنها عکس گرفت. ایریدولوژیست تعداد زیادی تشخیص (نادرست) را از روی عکسهای اولیه انجام داد و نتوانست هیچ عضوی را که در هنگام بروز مشکل سلامتی دچار تغییر شده بود، به درستی شناسایی کند. همچنین از او خواسته شد تا عکسهای عنبیه فرد سالم دیگری را که تنها با فاصله دو دقیقه از یکدیگر گرفته شدهاند، مقایسه کند. او پنج تشخیص نادرست برای اولی و چهار تشخیص نادرست مختلف برای دومی داد [4].
در اواخر دهه 1980، پنج ایریدولوژیست هلندی در آزمایش مشابهی که در آن اسلایدهای رنگی استریوی عنبیه راست 78 نفر که نیمی از آنها بیماری کیسه صفرا داشتند به آنها نشان داده شد. هیچ یک از این پنج نفر نتوانستند بین بیماران مبتلا به بیماری کیسه صفرا و افراد سالم تمایز قائل شوند. و در مورد اینکه کدام [5] با یکدیگر توافق نکردند. البته این نتایج منفی تعجب آور نیستند، زیرا مکانیسم شناخته شده ای وجود ندارد که توسط آن اندام های بدن نشان داده شوند یا وضعیت سلامتی خود را به مکان های خاصی در عنبیه منتقل کنند.
در مطالعه دیگری، محققان از چشمان 30 بیمار مبتلا به کولیت اولسراتیو، 25 بیمار مبتلا به بیماری عروق کرونر قلب، 30 مبتلا به آسم، 30 بیمار مبتلا به پسوریازیس و یک گروه کنترل که از نظر سن و جنسیت همسان شده بودند، عکس رنگی گرفتند. عکس ها توسط یک محقق، هم به صورت دستی و هم توسط یک برنامه کامپیوتری، بر اساس معیارهای تولید شده توسط iridologists برجسته کدگذاری و تجزیه و تحلیل شدند. با استفاده از هر دو روش، تبعیض بین پرونده ها و کنترل ها با آنچه که به طور تصادفی انتظار می رود تفاوتی نداشت. نویسندگان به این نتیجه رسیدند که “تشخیص این بیماری ها را نمی توان با تجزیه و تحلیل به سبک iridological کمک کرد.” [6]
در سال 1998، یوجین امری، نویسنده علمی برای مجله پراویدنس، tested the ability of two iridologists to assess his health and to match slide he had prepared of the eyes of eight people who had been medically diagnosed. Both iridologists scored very poorly [7].
In 2000, Dr. Edzard Ernst issued a thorough review of published reports up to that time. Noting that none of the “positive” studies had been properly designed, he concluded:
آیا ایریدولوژی ممکن است ضرری داشته باشد؟ اتلاف پول و زمان دو اثر نامطلوب آشکار هستند. احتمال تشخیص های مثبت کاذب، یعنی تشخیص – و متعاقباً درمان – شرایطی که در وهله اول وجود نداشتند، جدی تر به نظر می رسد. با این حال، مشکل واقعی ممکن است تشخیصهای منفی کاذب باشد: ممکن است فردی احساس ناخوشایندی داشته باشد، به یک متخصص ایریدولوژی مراجعه کند و به او یک حساب سلامتی داده شود. متعاقباً مشخص شد که این فرد دارای یک بیماری جدی است. در چنین مواردی، زمان ارزشمندی برای درمان زودهنگام (و در واقع زندگی) را می توان با استفاده از ایریدولوژی از دست داد [8].

در مطالعه ای دیگر، به سه متخصص ایریدولوژیست و ده دانشجوی بینایی سنجی، اسلایدهای عنبیه رنگی 30 نفر با شکستگی دست یا پا و 30 فرد کنترل بدون سابقه تروما نشان داده شد. با جنسن و چند ایریدولوژیست دیگر در مورد طراحی این مطالعه مشورت شد. هیچ یک از شرکت کنندگان دقت تشخیصی قابل توجهی را نشان ندادند [9]. شکستگیها بهعنوان شرایط پزشکی انتخاب شدند تا ببینند آیا ادعای اصلی فون پزلی در مورد جغد با پای شکسته میتواند در انسان بازتولید شود یا خیر.
مطالعه ای که در سال 2005 منتشر شد، آزمایش کرد که آیا ایریدولوژی می تواند در تشخیص اشکال رایج سرطان مفید باشد یا خیر. یک پزشک باتجربه چشم 68 نفر را که سرطان سینه، تخمدان، رحم، پروستات یا کولورکتوم ثابت شده بود و 42 نفر که هیچ مدرک پزشکی دال بر سرطان برای آنها وجود نداشت، معاینه کرد. از پزشک که از جنسیت یا جزئیات پزشکی خود بیاطلاع بود، خواسته شد تا حداکثر پنج تشخیص را برای هر فرد پیشنهاد کند و سپس نتایج او با تشخیص پزشکی شناخته شده هر فرد مقایسه شد. ایریدولوژی تنها در 3 مورد از 68 مورد سرطان را به درستی تشخیص داد [10].
وورال روش هایی را که ایریدولوژیست ها برای توجیه شکست های خود تلاش می کنند اشاره کرده است:
طرفداران . . از چند راه برای توجیه ناسازگاری های خود استفاده کنید. ممکن است کسی ادعا کند که تشخیص های تحت بالینی می دهد. یعنی گاهی سالها قبل از بروز علائم یا علائم بیماری. یا ممکن است فردی ادعا کند که از iridology برای ارزیابی ساختار یا استعداد فرد به بیماری استفاده می کند. یکی دیگر ممکن است آزمایشهای پزشکی مورد استفاده برای تأیید تشخیص پزشکی و ممکن است وجود بیماری را به چالش بکشد. برخی دیگر ممکن است اختلالات فرضی و خیالی را با استفاده از عباراتی مانند نشست سمی، ضعف مزمن، یا کم کاری یک اندام یا سیستم تشخیص دهند.
سرخوردگی
مایکل تیرا، گیاه شناس، توضیح داده است که چگونه از ایریدولوژی ناامید شده است. پس از انجام مشاهدات مختلف، او استفاده از آن را متوقف کرد، اما همچنان امیدوار بود که معلوم شود ارزشی دارد. سپس، با این حال:
همکار جوانتری که کاملاً مجهز به بهروزترین تجهیزات تخصصی ایریدولوژی بود، خود را معرفی کرد و اظهار داشت که میخواهد در کلینیک من مطالعه ایریدولوژی انجام دهد و در عین حال روند بیمارانم را در یک دوره شش ماهه زیر نظر داشته باشد.
با توجه به این واقعیت که برای بسیاری از ما و بیماران من، شش ماه یک دوره بسیار طولانی است، فرصت کافی برای بسیاری از این افراد وجود داشت تا تغییرات مرتبط با سلامتی را پشت سر بگذارند. برخی از افراد خوب شدند و دوباره بیمار شدند یا با علائم مشابه یا شاید متفاوت، برخی دیگر دچار جراحات یا جراحی شدند. همه آنها عنبیه هایشان را بارها و بارها توسط همکارم و خودم عکسبرداری و مطالعه کردند. جغد پچلی یا نشانه هایی که او ادعا می کرد در بیماران بخش بیمارستان مجارستان قرن نوزدهم مشاهده می کند کجا بود؟ خطوط شفابخش سفید و ظریفی که قرار بود خالهای تیره کوچک مربوط به التیام عمل ها و جراحات قسمت های مختلف بدن را به هم ببندند کجا بودند؟
نتیجه گیری ما پس از شش ماه: همکار من، که سعی می کرد به سرعت ناپدید شدن تکه ای از اعتقاد به اعتبار ایریدولوژی را با خجالت نگه دارد و تا حدودی گناهکار دوربین خود را به یکی دیگر از علاقه مندان ایریدولوژی فروخت. من بند سر بزرگنمای رسمی ایریدولوژی خود را در جعبهای در قسمتی تاریک و به زودی فراموش شده کمد دفترم دفن کردم، جایی که باید اعتراف کنم که پس از بیش از 15 سال هنوز باز نشده است [11].
یکی دیگر از iridologist سابق، Joshua David Mather Sr.، شرح مفصلی از منشاء و خاتمه عقاید خود نوشته است. او در 9 سالگی زمانی که پدرش یک پزشک شد، شروع به مطالعه ایریدولوژی کرد. او پس از بررسی فیلمهای پولاروید بسیاری از بیماران و دریافت که اگرچه علائم اغلب بهبود مییابد، در ۲۵ سالگی آن را رها کرد.

خط پایین
ایریدولوژی هیچ معنای آناتومیک یا فیزیولوژیکی ندارد. صرفاً بی ارزش نیست. تشخیصهای نادرست میتواند بهطور غیر ضروری مردم را بترساند، باعث هدر دادن پول برای جستجوی مراقبتهای پزشکی برای شرایطی شود که وجود ندارد، یا وقتی یک مشکل واقعی نادیده گرفته میشود، آنها را از مراقبتهای پزشکی ضروری دور کند.
برخی از توزیع کنندگان چند سطحی از iridology به عنوان پایه ای برای توصیه مکمل های غذایی و/یا گیاهان استفاده می کنند. هرکسی که این کار را انجام دهد و یک متخصص بهداشتی دارای مجوز نباشد، بهخاطر طبابت بدون مجوز مجرم خواهد بود، که این نقض قوانین ایالتی است.
If you encounter anyone practicing iridology, please complain to your state attorney general.
منابع
- About iris constitutions. Guild of Naturopathic Iridologists International Web site, accessed August 20, 2004.
- Worrall RS. Iridology: Diagnosis or delusion? Skeptical Inquirer 7(3):23-35, 1983.
- Mehrotra H and others. Does iris change over time? PLOS One 8(11):e78333, 2013.
- Simon A and others. An evaluation of iridology. JAMA 242:1385-1387, 1979.
- Cockburn DM. A study of the validity of iris diagnosis. Australian Journal of Optometry. 64:154-157, 1981.
- Knipschild P. Looking for gall bladder disease in the patient’s iris. British Medical Journal 297:1578-1581, 1988.
- Buchanan TJ and others. An investigation of the relationship between anatomical features in the iris and systematic disease with reference to iridology. Complementary Therapies in Medicine 4:98-102, 1996.
- Emery CE. Iridology: Do the eyes have it? Nutrition Forum 6:5-6, 1989.
- Ernst E. Iridology: Not useful and potentially harmful. Archives of Ophthalmology 118:120-121, 2000.
- Worrell R and others. Iridology: Diagnostic validity in orthopedic trauma. The Scientific Review of Alternative Medicine 6:63-67, 2002.
- Münstedt K and others Can iridology detect susceptibility to cancer? A prospective case-controlled study. Journal of Alternative and Complementary Medicine 11;515-519, 2005.
- Tierra M. A comparative evaluation of diagnostic systems used in herbal medicine. Accessed Dec 23, 1998.
- Mather JD. Confessions of a former iridologist. Quackwatch, Sept 10, 2004.
