What is Iridology
Iridology is the study of the iris – the coloured part of the eye. Iridology is not a treatment therapy but rather a diagnostic tool used to detect underlying signs of developing disease.
Through various marks, signs and discolouration in the iris, nature reveals what is going on internally, inherited weaknesses and strengths and an Iridologist can tell if an individual has over or under activity in specific areas/organs of the body.
Therefore, the iris can be an important diagnostic tool although Iridology cannot detect a specific disease. The goal of Iridology is therefore to recognise health problems at their earliest stages and to suggest ways to keep disease from developing.
ایریدولوژی ایمن، غیر تهاجمی و بدون درد است. متخصص ایریدولوژی چشم شما را با یک لامپ، نور خودکار یا ذره بین معاینه می کند. عکس های عنبیه را نیز می توان با دوربینی که مخصوص طراحی شده است به دست آورد. معاینه و مشاوره
به طور کلی یک ساعت طول می کشد.
Anula Healing در Orange، NSW در نزدیکی Nashdale، Borenore، Cargo، Molong و Mullion Creek قرار دارد.
ایریدولوژی و نمودار برنارد جنسن دی سی چیست؟
ایریدولوژی مزخرف است
استفن بارت، M.D.
ایریدولوژی (گاهی اوقات به عنوان تشخیص عنبیه شناخته می شود) بر این باور عجیب استوار است که هر ناحیه از بدن با یک ناحیه مربوطه در عنبیه چشم (ناحیه رنگی اطراف مردمک) نشان داده می شود. بر اساس این دیدگاه، وضعیت سلامت و بیماری فرد را می توان از روی رنگ، بافت و محل لکه های رنگدانه های مختلف در چشم تشخیص داد. پزشکان ایریدولوژی ادعا می کنند که تشخیص می دهند “عدم تعادل” که می تواند با ویتامین ها، مواد معدنی، گیاهان و محصولات مشابه درمان شود. برخی همچنین ادعا می کنند که علائم چشم می تواند سابقه کامل بیماری های گذشته و همچنین درمان قبلی را نشان دهد. به عنوان مثال، یکی از کتاب های درسی بیان می کند که یک مثلث سفید در ناحیه مناسب نشان دهنده آپاندیسیت است، اما یک لکه سیاه نشان می دهد که آپاندیس با عمل جراحی برداشته شده است. نمودارهای ایریدولوژی - که ده ها مورد از آنها وجود دارد - در مکان و تفسیر علائم عنبیه تا حدودی متفاوت است. و محصولاتی را که آنها توصیه می کنند انتخاب کنید. اسکلرولوژی شبیه ایریدولوژی است اما شکل و وضعیت رگ های خونی در قسمت سفید (صلبیه) کره چشم را تفسیر می کند.
| این نمودار iridology بیش از 70 سال پیش توسط یک متخصص طبیعت شناس برجسته ساخته شده است. لکه های مختلف روی چشم را به حدود 50 قسمت از بدن مرتبط می کند. به عنوان مثال، درونیترین دایره آبی در هر دو چشم، سلامت معده را نشان میدهد. گفته می شود که بالاترین ربع نشان دهنده مغز (مخ و مخچه) و سایر قسمت های سر است. |  |
طرفداران ایریدولوژی توسعه آن را به ایگناتز فون پچلی، پزشک مجارستانی نسبت می دهند که در دوران کودکی خود به طور تصادفی پای یک جغد را شکست و متوجه یک نوار سیاه در قسمت پایین چشم جغد شد. افراد غیر پیرو معتقدند که فون پزلی ممکن است نظریه خود را برای گذراندن زمان در زمانی که پس از انقلاب 1848 مجارستان در زندان بود، توسعه داده باشد. پس از آزادی از زندان ظاهراً با داروهای هومیوپاتی جان مادرش را نجات داد، حادثه چشم جغد را به یاد آورد و شروع به مطالعه چشمان بیمارانش کرد.
برنارد جنسن، دی سی (1908-2001)، ایریدولوژیست برجسته آمریکایی، اظهار داشت که “طبیعت یک صفحه تلویزیون مینیاتوری در اختیار ما قرار داده است که دورافتاده ترین قسمت های بدن را از طریق واکنش های رفلکس عصبی نشان می دهد.” او همچنین مدعی شد که تحلیلهای ایریدولوژی قابل اعتمادتر هستند و “اطلاعات بسیار بیشتری در مورد وضعیت بدن نسبت به معاینات پزشکی غربی ارائه می دهد.”
یک سازمان iridology بریتانیا بیان می کند که سه اصلی وجود دارد “انواع قانون اساسی” رنگ عنبیه:
- قانون اساسی چشم آبی (“نوع لنفاوی”) که “تمایلات ذاتی” شامل: “فعالیت مجدد سیستم لنفاوی (تحریکات آدنوئید و لوزه ها، طحال، غدد لنفاوی متورم، آپاندیس تحریک شده، آب مروارید همراه با ترشح، اگزما، آکنه، پوسته پوسته شدن، خشکی پوست، شوره سر، آسم، سرفه، برونشیت، سینوزیت، اسهال التهابی چشم احتباس مایعات”
- در “pure brown eyed constitution (“haematogenic type”) که “تمایلات ذاتی” شامل: “Anaemia; lack of catalysts (iron, gold, arsenic, copper, zinc, iodine); blood diseases (hepatitis, Jaundice); muscle spasms; arthritis; chronic degenerative illness; endocrine disorders (thyroid, adrenals & pituitary); spleenic disturbances; poor lymphatic drainage; swollen glands; Hodgkin’s Disease; flatulence; constipation; colonic tumour; dyspepsia; digestive disorders with lowered enzymatic production; frequent intolerance to cows milk; ulcers; liver, gall-bladder & pancreatic malfunctions; Diabetes; circulatory disorders; auto-intoxication.”
- The combination of the two “mixed or biliary type”) که “تمایلات ذاتی” شامل: “Flatulance; constipation; colitis; hypoglycaemia; Diabetes; blood diseases; gall-stones; liver, gall-bladder, bile duct & اختلالات پانکراس؛ ضعف دستگاه گوارش همراه با اسپاسم؛ خون زا & نقاط قوت لنفاوی اساسی & نقاط ضعف” [1]
راسل اس. ورال، استادیار بالینی اپتومتری در دانشکده بیناییسنجی دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، خاطرنشان کرده است که بسیاری از شرایطی که توسط پزشکان ایریدولوژی شناسایی میشوند، «بیماریهایی» هستند که وجود آنها توسط تحقیقات علمی مورد مناقشه یا بی اعتبار قرار گرفته است. وورال همچنین به این نکته اشاره میکند که چگونه تشخیصهای جعلی توسط iridologists میتواند عواقب جدی داشته باشد، همانطور که در مورد حسابداری نشان داده شده است که با یک متخصص کایروپراکتیک که ایریدولوژی را انجام میداد مشورت کرده است:
در طول دوره درمان یک کار ایریدولوژی توصیه شد. نتایج، در میان بسیاری از مشکلات سلامتی دیگر، وجود سرطان را نشان داد. بیمار غرق در عذاب روز را سپری کرد. نمی تواند با پزشک خانواده اش مشورت کند. . . او بالاخره از من مشورت گرفت. پس از یک بحث طولانی، توانستم ترس او را برطرف کنم. . . . او تعجب کرد که چگونه یک فرد باهوش مانند خودش می تواند در چنین شبکه عاطفی عمیقی بر سر چنین تشخیصی گرفتار شود. داستان خوشبختانه پایان دلپذیری داشت. با این حال، نتیجه می تواند بسیار جدی تر باشد، زیرا بیمار از یک بیماری قلبی نیز رنج می برد، که در ارزیابی iridology ذکر نشده است! [2]
ویژگی های عنبیه در طول زندگی نسبتاً پایدار است [3]. هیچ شواهد علمی مبنی بر تغییر آنها با تغییر وضعیت سلامت فرد وجود ندارد. در واقع، این پایداری پایه و اساس فناوری بیومتریک است که از تشخیص عنبیه برای اهداف شناسایی استفاده می کند.
مطالعات علمی
در سال 1979 برنارد جنسن و دو طرفدار دیگر در یک آزمایش علمی که در آن عکسهای چشمهای 143 نفر را بررسی کردند تا مشخص شود کدام یک از آنها نارسایی کلیوی دارند، مردود شدند. (چهل و هشت مورد با یک تست استاندارد عملکرد کلیه تشخیص داده شدند و بقیه عملکرد طبیعی داشتند.) این سه ایریدولوژیست از نظر آماری توانایی قابل توجهی در تشخیص اینکه کدام بیماران مبتلا به بیماری کلیوی هستند و کدام بیماران نداشتند، نشان ندادند. به عنوان مثال، یک ایریدولوژیست تصمیم گرفت که 88٪ از بیماران عادی به بیماری کلیوی مبتلا هستند، در حالی که دیگری قضاوت کرد که 74٪ از بیماران به اندازه کافی بیمار هستند که نیاز به درمان کلیه مصنوعی دارند، طبیعی هستند [3].
در سال 1980، یک ایریدولوژیست استرالیایی با تجربه دو آزمایش را انجام داد. در اول، او عکسهای 15 بیمار را بررسی کرد که از نظر پزشکی مورد ارزیابی قرار گرفته بودند و در مجموع 33 مشکل سلامتی داشتند. ایریدولوژیست هیچ یک از این مشکلات را به درستی تشخیص نداده است. در سه مورد از قسمتی از بدن که دچار مشکل شده بود نام برد (مثلاً گفت “ضایعه در ناحیه گلو” برای بیماری که لوزه هایش در دوران کودکی برداشته شده بود)، اما او 30 ناحیه مشکل دیگر را کاملاً از دست داد و 60 تشخیص نادرست داد. در کارآزمایی دوم، از چهار نفر زمانی که در سلامت کامل بودند از چشمانشان عکس گرفته شد و در صورت گزارش بیماری از آنها عکس گرفت. ایریدولوژیست تعداد زیادی تشخیص (نادرست) را از روی عکسهای اولیه انجام داد و نتوانست هیچ عضوی را که در هنگام بروز مشکل سلامتی دچار تغییر شده بود، به درستی شناسایی کند. همچنین از او خواسته شد تا عکسهای عنبیه فرد سالم دیگری را که تنها با فاصله دو دقیقه از یکدیگر گرفته شدهاند، مقایسه کند. او پنج تشخیص نادرست برای اولی و چهار تشخیص نادرست مختلف برای دومی داد [4].
در اواخر دهه 1980، پنج ایریدولوژیست هلندی در آزمایش مشابهی که در آن اسلایدهای رنگی استریوی عنبیه راست 78 نفر که نیمی از آنها بیماری کیسه صفرا داشتند به آنها نشان داده شد. هیچ یک از این پنج نفر نتوانستند بین بیماران مبتلا به بیماری کیسه صفرا و افراد سالم تمایز قائل شوند. و در مورد اینکه کدام [5] با یکدیگر توافق نکردند. البته این نتایج منفی تعجب آور نیستند، زیرا مکانیسم شناخته شده ای وجود ندارد که توسط آن اندام های بدن نشان داده شوند یا وضعیت سلامتی خود را به مکان های خاصی در عنبیه منتقل کنند.
در مطالعه دیگری، محققان از چشمان 30 بیمار مبتلا به کولیت اولسراتیو، 25 بیمار مبتلا به بیماری عروق کرونر قلب، 30 مبتلا به آسم، 30 بیمار مبتلا به پسوریازیس و یک گروه کنترل که از نظر سن و جنسیت همسان شده بودند، عکس رنگی گرفتند. عکس ها توسط یک محقق، هم به صورت دستی و هم توسط یک برنامه کامپیوتری، بر اساس معیارهای تولید شده توسط iridologists برجسته کدگذاری و تجزیه و تحلیل شدند. با استفاده از هر دو روش، تبعیض بین پرونده ها و کنترل ها با آنچه که به طور تصادفی انتظار می رود تفاوتی نداشت. نویسندگان به این نتیجه رسیدند که “تشخیص این بیماری ها را نمی توان با تجزیه و تحلیل به سبک iridological کمک کرد.” [6]
در سال 1998، یوجین امری، نویسنده علمی برای مجله پراویدنس، tested the ability of two iridologists to assess his health and to match slide he had prepared of the eyes of eight people who had been medically diagnosed. Both iridologists scored very poorly [7].
In 2000, Dr. Edzard Ernst issued a thorough review of published reports up to that time. Noting that none of the “positive” studies had been properly designed, he concluded:
آیا ایریدولوژی ممکن است ضرری داشته باشد؟ اتلاف پول و زمان دو اثر نامطلوب آشکار هستند. احتمال تشخیص های مثبت کاذب، یعنی تشخیص – و متعاقباً درمان – شرایطی که در وهله اول وجود نداشتند، جدی تر به نظر می رسد. با این حال، مشکل واقعی ممکن است تشخیصهای منفی کاذب باشد: ممکن است فردی احساس ناخوشایندی داشته باشد، به یک متخصص ایریدولوژی مراجعه کند و به او یک حساب سلامتی داده شود. متعاقباً مشخص شد که این فرد دارای یک بیماری جدی است. در چنین مواردی، زمان ارزشمندی برای درمان زودهنگام (و در واقع زندگی) را می توان با استفاده از ایریدولوژی از دست داد [8].
در مطالعه ای دیگر، به سه متخصص ایریدولوژیست و ده دانشجوی بینایی سنجی، اسلایدهای عنبیه رنگی 30 نفر با شکستگی دست یا پا و 30 فرد کنترل بدون سابقه تروما نشان داده شد. با جنسن و چند ایریدولوژیست دیگر در مورد طراحی این مطالعه مشورت شد. هیچ یک از شرکت کنندگان دقت تشخیصی قابل توجهی را نشان ندادند [9]. شکستگیها بهعنوان شرایط پزشکی انتخاب شدند تا ببینند آیا ادعای اصلی فون پزلی در مورد جغد با پای شکسته میتواند در انسان بازتولید شود یا خیر.
مطالعه ای که در سال 2005 منتشر شد، آزمایش کرد که آیا ایریدولوژی می تواند در تشخیص اشکال رایج سرطان مفید باشد یا خیر. یک پزشک باتجربه چشم 68 نفر را که سرطان سینه، تخمدان، رحم، پروستات یا کولورکتوم ثابت شده بود و 42 نفر که هیچ مدرک پزشکی دال بر سرطان برای آنها وجود نداشت، معاینه کرد. از پزشک که از جنسیت یا جزئیات پزشکی خود بیاطلاع بود، خواسته شد تا حداکثر پنج تشخیص را برای هر فرد پیشنهاد کند و سپس نتایج او با تشخیص پزشکی شناخته شده هر فرد مقایسه شد. ایریدولوژی تنها در 3 مورد از 68 مورد سرطان را به درستی تشخیص داد [10].
وورال روش هایی را که ایریدولوژیست ها برای توجیه شکست های خود تلاش می کنند اشاره کرده است:
طرفداران . . از چند راه برای توجیه ناسازگاری های خود استفاده کنید. ممکن است کسی ادعا کند که تشخیص های تحت بالینی می دهد. یعنی گاهی سالها قبل از بروز علائم یا علائم بیماری. یا ممکن است فردی ادعا کند که از iridology برای ارزیابی ساختار یا استعداد فرد به بیماری استفاده می کند. یکی دیگر ممکن است آزمایشهای پزشکی مورد استفاده برای تأیید تشخیص پزشکی و ممکن است وجود بیماری را به چالش بکشد. برخی دیگر ممکن است اختلالات فرضی و خیالی را با استفاده از عباراتی مانند نشست سمی، ضعف مزمن، یا کم کاری یک اندام یا سیستم تشخیص دهند.
سرخوردگی
مایکل تیرا، گیاه شناس، توضیح داده است که چگونه از ایریدولوژی ناامید شده است. پس از انجام مشاهدات مختلف، او استفاده از آن را متوقف کرد، اما همچنان امیدوار بود که معلوم شود ارزشی دارد. سپس، با این حال:
همکار جوانتری که کاملاً مجهز به بهروزترین تجهیزات تخصصی ایریدولوژی بود، خود را معرفی کرد و اظهار داشت که میخواهد در کلینیک من مطالعه ایریدولوژی انجام دهد و در عین حال روند بیمارانم را در یک دوره شش ماهه زیر نظر داشته باشد.
با توجه به این واقعیت که برای بسیاری از ما و بیماران من، شش ماه یک دوره بسیار طولانی است، فرصت کافی برای بسیاری از این افراد وجود داشت تا تغییرات مرتبط با سلامتی را پشت سر بگذارند. برخی از افراد خوب شدند و دوباره بیمار شدند یا با علائم مشابه یا شاید متفاوت، برخی دیگر دچار جراحات یا جراحی شدند. همه آنها عنبیه هایشان را بارها و بارها توسط همکارم و خودم عکسبرداری و مطالعه کردند. جغد پچلی یا نشانه هایی که او ادعا می کرد در بیماران بخش بیمارستان مجارستان قرن نوزدهم مشاهده می کند کجا بود؟ خطوط شفابخش سفید و ظریفی که قرار بود خالهای تیره کوچک مربوط به التیام عمل ها و جراحات قسمت های مختلف بدن را به هم ببندند کجا بودند؟
نتیجه گیری ما پس از شش ماه: همکار من، که سعی می کرد به سرعت ناپدید شدن تکه ای از اعتقاد به اعتبار ایریدولوژی را با خجالت نگه دارد و تا حدودی گناهکار دوربین خود را به یکی دیگر از علاقه مندان ایریدولوژی فروخت. من بند سر بزرگنمای رسمی ایریدولوژی خود را در جعبهای در قسمتی تاریک و به زودی فراموش شده کمد دفترم دفن کردم، جایی که باید اعتراف کنم که پس از بیش از 15 سال هنوز باز نشده است [11].
یکی دیگر از iridologist سابق، Joshua David Mather Sr.، شرح مفصلی از منشاء و خاتمه عقاید خود نوشته است. او در 9 سالگی زمانی که پدرش یک پزشک شد، شروع به مطالعه ایریدولوژی کرد. او پس از بررسی فیلمهای پولاروید بسیاری از بیماران و دریافت که اگرچه علائم اغلب بهبود مییابد، در ۲۵ سالگی آن را رها کرد.
خط پایین
ایریدولوژی هیچ معنای آناتومیک یا فیزیولوژیکی ندارد. صرفاً بی ارزش نیست. تشخیصهای نادرست میتواند بهطور غیر ضروری مردم را بترساند، باعث هدر دادن پول برای جستجوی مراقبتهای پزشکی برای شرایطی شود که وجود ندارد، یا وقتی یک مشکل واقعی نادیده گرفته میشود، آنها را از مراقبتهای پزشکی ضروری دور کند.
برخی از توزیع کنندگان چند سطحی از iridology به عنوان پایه ای برای توصیه مکمل های غذایی و/یا گیاهان استفاده می کنند. هرکسی که این کار را انجام دهد و یک متخصص بهداشتی دارای مجوز نباشد، بهخاطر طبابت بدون مجوز مجرم خواهد بود، که این نقض قوانین ایالتی است.

یک مطالعه آلمانی بیشتر ارزش ایریدولوژی را به عنوان یک ابزار تشخیصی در تشخیص برخی سرطان های رایج بررسی کرد. صد و ده نفر ثبت نام کردند. 68 آزمودنی سرطان سینه، تخمدان، رحم، پروستات یا کولورکتوم را از نظر بافت شناسی ثابت کرده بودند و 42 نفر از افراد شاهد بدون سرطان بودند. همه آزمودنی ها توسط یک پزشک مجرب ایریدولوژی که از جزئیات پزشکی آنها بی اطلاع بود، معاینه شدند. به او اجازه داده شد تا حداکثر پنج تشخیص برای هر آزمودنی پیشنهاد کند و سپس نتایج او با تشخیص پزشکی هر آزمودنی مقایسه شد تا دقت ایریدولوژی در تشخیص بدخیمی مشخص شود. ایریدولوژی تشخیص صحیح را تنها در 3 مورد شناسایی کرد (حساسیت 0.04). نویسندگان به این نتیجه رسیدند که "ایریدولوژی در تشخیص سرطان های مورد بررسی در این مطالعه هیچ ارزشی ندارد."
بر اساس این نتایج، فکر میکنم نمیتوان ادعا کرد که ایریدولوژی یک ابزار تشخیصی معتبر یا مفید است. از آنجایی که هیچ مبنای تشریحی یا فیزیولوژیکی برای مفروضات آن وجود ندارد، iridology از نظر بیولوژیکی قابل قبول نیست. علاوه بر این، شواهد بالینی موجود اعتبار آن را به عنوان یک ابزار تشخیصی تایید نمی کند. به عبارت دیگر، ایریدولوژی ساختگی است. این بیانیه در مخالفت شدید است